رضا قلى خان ( هدايت )

58

فرهنگ انجمن آراى ناصرى ( فارسى )

واحد غايب ماضى مثبت معروف بمعانى مصادر خود هم مستعملند مثل آمدوشد و شكست‌وبست كفت‌وشنود و نشست و برخاست خسرو فرمايد ز آمد شد خيال تو ترسم كه بىغرض * قصّاب پرورش نكند كوسفند را دويم ماضى قريب و آن دلالت كند بر آن زمانهء ماضى كه به زمان حال قريب باشد و صيغهء واحد غايب اين ماضى معروف و مجهول مشتق كردد از صيغهء واحد غايب ماضى مطلق معروف و مجهول بالحاق هاى مختفى و لفظ است و در صورت ضم ضماير بايد كه از اين لفظ سين و تا را حذف نموده همزه را براى دفع اجتماع ساكنين بحالش بكذارند مكر در صيغه واحد مخاطب و جمع مخاطب و متكلّم بمناسبت ياى ساكن ضماير فتحه آن را بكسره بدل كنند تصريف ماضى قريب مثبت معروف آورده است آورده‌اند آوردهء آورده‌ايد آورده‌ام آورده‌ايم تصريف ماضى قريب مثبت مجهول آورده شده است آورده شده‌اند آورده شدهء آورده شده‌ايد آورده شده‌ام آورده شده‌ايم تصريف ماضى قريب منفى معروف نياورده است نياورده‌اند نياوردهء نياورده‌ايد نياورده‌ام نياورده‌ايم تصريف ماضى قريب منفى مجهول نياورده شده است نياورده شده‌اند نياورده شدهء نياورده شده‌ايد نياورده شده‌ام نياورده شده‌ايم و بنا بر ضرورت وزن روا بود كه از صيغهاى غايب و متكلم اين ماضيهاى مختفى و همزه لفظ است را حذف كرده سين و تا را سلامت دارند حزين كويد كرده است بهار عجبى خار بيابان * در دشت كذشت است مكر آبله پانى سعدى فرمايد شنيدستم كه در درياى اعظم * بكردابى درافتادند باهم سيم ماضى بعيد و اين دلالت كند بر آن زمانهء ماضى كه از زمان حال بعيد باشد و صيغهء واحد غايب اين ماضى معروف و مجهول نيز كرفته شود از صيغهء واحد غايب ماضى مطلق معروف و مجهول بالحاق هاى مختفى و لفظ بوده و براى حصول ديكر صيغها ضماير به آخر به همين لفظ بطور سابق ضم نمايند تصريف ماضى بعيد مثبت معروف آورده بود آورده بودند آورده بودى آورده بوديد آورده بودم آورده بوديم تصريف ماضى بعيد مثبت مجهول آورده شده بود آورده شده بودند آورده شده بودى آورده شده بوديد آورده شده بودم آورده شده بوديم تصريف ماضى بعيد منفى معروف نياورده بود نياورده بودند نياورده بودى نياورده بوديد نياورده بودم نياورده بوديم در اينجا داخل نمودن نفى بر لفظ بود هم درست است تصريف ماضى بعيد منفى مجهول نياورده شده بود نياورده شده بودند نياورده شده بودى نياورده شده بوديد نياورده شده بودم نياورده شده بوديم چهارم ماضى استمرارى و اين دلالت بر آن زمانهء ماضى كه مستمر بود و صيغهاى اين ماضى معروف و مجهول حاصل شوند يا به داخل كردن لفظ مى يا همى بر صيغهاى ماضى مطلق معروف و مجهول و يا بلاحق نمودن ياى استمرارى بصيغهء واحده و جمع غايب و واحد متكلم همان ماضى معروف و مجهول فقط بنا بر آن اين قسم ماضى را در صورت اول ماضى استمرارى كامل التصريف و در صورت ثانى ماضى استمرارى ناقص التّصريف خوانند تصريف ماضى استمرارى كامل التّصريف مثبت معروف مىآورد مىآورند مىآورى مىآوريد مىآورم مىآوريم و اولى آنست كه بصيغهاى چنين ماضى مجهول درآورند تصريف ماضى استمرارى كامل التصريف مثبت مجهول آورده مىشد آورده مىشدند آورده مىشدى آورده مىشديد آورده مىشدم آورده مىيشديم تصريف ماضى استمرارى كامل التّصريف منفى معروف نمىآورد نمىآوردند نمىآوردى نمىآوريد نمىآورم نمىآورديم تصريف ماضى استمرارى كامل التصريف منفى مجهول نياورده مىشد نياورده مىشدند نياورده مىشدى نياورده مىشديد نياورده مىشدم نياورده مىيشديم در اينجا آوردن نون نفى بر لفظ مى مزيّت فصاحت دارد تصريف ماضى استمرارى ناقص التصريف مثبت معروف آوردى آوردندى آوردمى تصريف استمرارى ناقص التصريف مثبت مجهول آورده شدى آورده شدندى آورده شدمى تصريف ماضى استمرارى ناقص التصريف منفى معرف نياوردى نياوردندى نياوردمى تصريف ماضى استمرارى ناقص التصريف منفى مجهول